عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » نقد و بررسی رمان » بررسی رمان من پیش از تو اثر جوجو مویز
کانال ناول کافه
بررسی رمان من پیش از تو اثر جوجو مویز

بررسی رمان من پیش از تو اثر جوجو مویز

بررسی رمان “من پیش از تو” اثر جوجو مویز

در این مطلب از سایت ناول کافه، قصد داریم به بررسی رمان زیبا، مشهور و پرطرفدار “من پیش از تو” بپردازیم. برای خواندن این مطلب جالب و مفید که توسط تیم ناول کافه جمع آوری شده در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

بررسی رمان من پیش از تو

بررسی رمان من پیش از تو

بررسی رمان “من پیش از تو” اثر جوجو مویز​

⊗محتوا⊗​
✓ در مورد نویسنده
✓ دیگر آثار جوجو مویز
✓ اطلاعات کلی کتاب
✓ نقد و بررسی
✓ جملاتی از متن کتاب
✓ جزئیات رمان​
بخش اول

⊗ در مورد نویسنده ⊗ 

جوجو مویز نویسنده انگلیسی متولد لندن است. وی در ۴ اوت سال ۱۹۶۹ به دنیا آمد. وی به شغل روزنامه‌نگاری مشغول بود اما در سال ۲۰۰۲ شروع به نوشتن رمان‌های عاشقانه کرد. وی یکی از انگشت شمار نویسندگانی است که دو بار برنده جایزه سال رمان عاشقانه، توسط انجمن نویسندگان رمان‌های عاشقانه شده است؛ اولین بار در سال ۲۰۰۴ برای رمان میوه خارجی و دومین بار برای رمان آخرین نامه از معشوق در سال ۲۰۱۱ این جایزه را دریافت کرده است. 
اولین اثر وی کتاب باران پناه دهنده است؛ وی همجنان مشغول نوشتن مقاله برای روزنامه دیلی تلگراف است. ​
بخش دوم

⊗ دیگر آثار جوجو مویز ⊗

کتاب‌های منتشر شده از این نویسنده عبارتند از:​

  • باران پناه دهنده (سال ۲۰۰۲)
  • میوه خارجی (سال ۲۰۰۳)
  • مرکز فروش طاووس (۲۰۰۴)
  • کشتی عروس ها (۲۰۰۵)
  • خلیج نقره‌ای (۲۰۰۷)
  • موسیقی شب (۲۰۰۸)
  • اسب رقاص (۲۰۰۹)
  • آخرین نامه از معشوقت (۲۰۱۰)
  • من پیش از تو (۲۰۱۲)
  • ماه عسل در پاریس (۲۰۱۲)
  • دختری که تو پشت سرت جا گذاشتی (۲۰۱۲)
  • یک به علاوه یک (۲۰۱۴)
  • من پس از تو (۲۰۱۵)
  • تک و تنها در پاریس (۲۰۱۷)
  • باز هم من (باز هم من)
بخش سوم

⊗ اطلاعات کلی کتاب ⊗

من پیش از تو، ناول کافه عاشقانه نوشته جوجو مویز نویسنده انگلیسی است؛ نخستین چاپ این کتاب در ۵ ژانویه ۲۰۱۲، در بریتانیا بود. در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۵، ادامه‌ی این رمان در قالب جلد دوم و با عنوان “من پس از تو” از طریق کتاب‌های پاملا دورمن منتشر شد. ​
بخش چهارم
⊗ نقد و بررسی ⊗
“این نقد، حاصل شده از مراسم نقد رمان من پیش از تو، با حضور مترجم اثر مریم مفتاحی، منتقد یاسر مفتاحی و تعدادی از علاقه‌مندان است. در طی تهیه این بخش، تلاش بر این بود که سخنان اضافه حذف، و تنها به بیان موارد ضروری پرداخته شود.”
مریم مفتاحی: من پیش از تو، در سال ۹۴ ترجمه و تا به حال بیش از ۴۰ بار تجدید چاپ شده است. 
یاسر هدایتی: این کتاب همان‌گونه که در دنیا پرفروش بود در ایران نیز پرمخاطب بوده و توانسته جای خود را در میان مخاطبان حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای باز کند. “این کتاب یک شاهکار ادبی نیست اما از آثار مهمی است که مطالعه آن توصیه می‌شود.”
این کتاب به‌خوبی ترجمه شده و نشان از تسلط مترجم به حوزه خود دارد. بعلاوه طنز جاری در کتاب بسیار دل‌نشین است. درواقع یکدستی و روان بودن متن در این اثر به‌خوبی احساس می‌شود و می‌توان گفت که ترجمه این کتاب بسیار مدبرانه بوده است.
یکی از شاخه‌های درمان گرایی‌های مکمل با عنوان لوگوتراپی یا معنا درمانی که از دل یک درمان بزرگ‌تر به نام درمان وجودی ایجاد شده موردتوجه بسیاری از مردم است و به نظر می‌رسد که جامعه ایرانی به این حوزه از درمان نیازمند است. از سوی دیگر معتقدم این کتاب به‌شدت برای کسانی که دچار خلأ بی‌معنایی در زیست خودشان شده‌اند، کارایی دارد. قهرمان کتاب در یک تصادف دچار آسیب نخاعی و ویلچر نشین شده و به معنا درمانی رهنمود می‌شود؛ این داستان دارای پایان خوشی نیست اما جستجوی معنا در کتاب مهم است.
کتاب در حوزه نقد ادبی دچار اشکالاتی در بخش‌های فنی و پرداخت شخصیت و ۶ عنصر پی‌رنگ است که به نویسنده اثر برمی‌گردد و ارتباطی با مترجم ندارد. علاوه بر این، کتاب به لحاظ ساختاری نیز بسیار ضعیف است؛ کتاب با زاویه دیدی ساده به موضوع امید می‌پردازد و هیچ‌گاه ناامیدی را ترویج نمی‌کند و از این منظر ارزشمند است. این اثر به مردم کمک می‌کند تا مرگ، درد و پیری را تاب بیاورند و این تاب آوردن در روان‌درمانی مهم و تأثیرگذار است.
یکی از دلایل موفقیت کتاب‌های خانم مویز همذات پنداری است که در مخاطبین ایجاد می‌شود. اگرچه در این کتاب، ما با شاهکار ادبی روبرو نیستیم اما پیام این اثر به‌خوبی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند و هنر نویسنده در ارتباط گسترده با مخاطبین است.
مریم مفتاحی- این کتاب به‌هیچ‌عنوان ناول کافه عاشقانه نیست بلکه رمان «من راوی» است که زبان ساده و سلیسی داشته و دارای جهان‌بینی است؛ کسی که کتاب را برای مطالعه به دست می‌گیرد تا انتها آن را زمین نمی‌گذارد. این کتاب بر اساس زندگی یک فوتبالیست انگلیسی نوشته شده و امید به زندگی را تقویت می‌کند، چراکه سراپا انگیزه و عشق است و جوانان با مطالعه این کتاب، نگاه قوی‌تری به زندگی خواهند داشت.​
⊗ جملاتی از متن کتاب ⊗​
*صفحه ۷۱​
دلم واقعا برایش می‌سوخت. وقتی می‌دیدمش که به بیرون پنجره ماتش برده است، به نظرم غمگین‌ترین فردی آمد که به عمرم دیده‌ام. با گذر ایام، دریافتم شرایطش فقط مربوط به اسارت در صندلی چرخدار نیست، نه چون آزادی جسمی‌اش را از دست داده است، بلکه به فهرست بلندبالا و بی‌پایان مشکلات جسمی و روحی‌ای مربوط می‌شود که می‌توانند عواقب بدی در پی داشته باشند. با خودم فکر کردم اگر من جای او بودم احتمالا به همین اندازه احساس درماندگی می‌کردم. 
*صفحه ۱۳۸​
هر کسی کیف پولی به عمق معدن الماس داشته باشد، می‌تواند هرچیزی را خوشگل و زیبا کند.​
*صفحه ۱۵۸
می‌گویند وقتی سن آدم کمی بالا می‌رود به گل و گیاه علاقه‌مند می‌شود، و من فکر می‌کنم درست باشد. به احتمال قوی، چیزی است که به چرخه‌ی اصلی زندگی مربوط می‌شود. رویش دوباره بعد از زمستانی حزن‌انگیز چیزی کمتر از معجزه نیست. نوعی خوشی و شادی که هر سال پیش می‌آید. شیوه‌ای است که طبیعت در پیش می‌گیرد تا درنهایت قدرت نمودهای مختلف باغچه را نشان دهد.​
*صفحه ۲۵۶​
برای اولین‌بار داشتم لذت می‌بردم که مرکز توجه هستم. شاید بچگانه بود، ولی واقعیت داشت. وقتی می‌دیدم بابا و ویل از دست کارهای من می‌خندند، عشق می‌کردم. وقتی می‌دیدم تمام غذاها و دسرها باب میل من درست شده‌اند، کیف می‌کردم. از این‌که می‌توانستم همان کسی باشم که دوست دارم و خواهرم نیست که مرتبا گوشزد کند که چه کسی هستم، حال می‌کردم.
*صفحه ۳۳۴​
بدترین نکته درباره‌ی کار پرستاری آن چیزی نیست که احتمالا فکرش را می‌کنید. ربطی به بالا و پایین کردن مریض و نظافت ندارد، یا دارو و دستمال مرطوب، و یا بوی همیشگی و محسوس مواد ضدعفونی کننده. حتی این واقعیت هم نیست که اغلب افراد فکر می‌کنند تنها کاری است که از دستتان برمی‌آید. بلکه این واقعیت است که آدم وقتی تمام روز را کنار کسی می‌گذراند، هیچ گریزی از حالت‌های روحی او ندارد، حتی از حالت‌های روحی خودش.​
*صفحه ۳۵۱
تفاوت بین تربیت من و تربیت ویل در این بود که کسی مثل او خودش را شایسته همه‌چیز می‌دانست. به‌نظر من اگر آدم در شرایط او بزرگ شده باشد، با پدر و مادر ثروتمند، در خانه‌ای بزرگ، مدرسه‌های درجه یک و رستوران‌های گرانقیمت، احتمالا این حس را هم دارد که زندگی همیشه بر وفق مراد است و به طور طبیعی جایگاه بالایی در دنیا دارد.​
*صفحه ۳۶۱
هیچ‌کس حاضر نیست حرفی در این مورد بشنود. هیچ‌کس نمی‌خواهد تو از ترست برایش حرف بزنی، یا از دردت، یا این‌که چه‌قدر می‌ترسی عفونتی پیش بیاید و بمیری. هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند چه‌قدر بد است که دیگر نمی‌توانی با زنی بخوابی، نمی‌توانی غذایی که با دست‌های خودت پختی، بخوری، هیچ‌وقت نمی‌توانی بچه‌ی خودت را بـغـل کنی. هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند وقتی توی این صندلی چرخدار هستم گاهی دچار ترس از فضای بسته می‌شوم. وقتی فکرش را می‌کنم که یک روز دیگر را باید توی این لعنتی سر کنم، فقط دلم می‌خواهد عین دیوانه‌ها فریاد بکشم.​
*صفحه ۴۳۵
دست‌های ویل دست یک مرد تروتمیز بود – زیبا و خوش‌فرم، با انگشتانی چهارگوش. نمی‌شد به آن نگاه کرد و فکر کرد که قدرتی ندارد، این که دیگر هرگز نمی‌تواند چیزی را از روی میز بردارد، دستی را نوازش کند یا حتی مشت کند.
*صفحه ۵۳۱​
میفهمید چقدر سخت است که سکوت کنید و هیچی نگویید، در حالی که ذره ذره وجودتان میخواهد منفجر شود؟ تمام راه فرودگاه تا آنجا را داشتم با خودم تمرین می‌کردم که چیزی نگویم. اما واقعا داشتم می‌مردم. ویل سر تکان داد. سرانجام وقتی توانستم حرفی بزنم صدایم بریده بریده و بی‌رمق بود جمله ای که به زبان آوردم تنها حرف خوبی که می‌توانستم بزنم.
-دلم برایت تنگ شده بود!​
جزئیات رمان ⊗
آغاز داستان، با تصادف ویل ترینر، جوانی موفق و از خاتواده‌ای ثروتمند است؛ ویل، جوانی پرهیجان، فعال و سرزنده است. وی، به علت وضعیت مالی خوب و شخصیتش، در تمام زندگی‌اش هر چه که می‌خواسته را به دست آورده است. 
پیامد سنگینی که این تصادف به دنبال خود دارد، از کار افتادگی تمام بدن ویل است و این برای جوانی با روحیه‌ی وی بسیار سخت است. 
ادامه داستان سال ۲۰۰۹ را روایت می‌کند؛ لوئیزا کلارک دختری آرام، بی حاشیه و بی هدف که به خاطر تعطیلی کافه‌ای که در آن کار می‌کرد و مشکلات مالی، به دنبال کار می‌گردد و دست اقبال است که وی را به عنوان پرستار به عمارت ترینر هدایت می‌کند.
کارهای لوئیزا، ظاهر ساده‌ای دارند؛ نگه‌داری از بیماری که از انجام کارهای شخصی‌اش عاجز شده است؛ اما وظیفه اصلی وی، تلاش برای حفظ روحیه ویل است. لوئیزا در ابتدا راهکاری برای حل این موضوع ندارد اما…​
4/5 (2 Reviews)
باکس دانلود
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
    • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
    • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
    • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
    • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.
     

    درباره بهار :

    تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

    1. عالی بود❤😃

    2. به شدت پیشنهاد میشه👍

    
    تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.
    به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه