اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دکلمه » دکلمه صوتی فرشته ای در زمین
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2018/10/@novel_cafe.gif
دکلمه صوتی فرشته ای در زمین

دکلمه صوتی فرشته ای در زمین

دکلمه صوتی فرشته ای در زمین

در این پست از سایت ناول کافه، دکلمه صوتی آینه فرشته ای در زمین را آماده کردیم. برای دانلود دکلمه صوتی فرشته ای در زمین به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دکلمه صوتی فرشته ای در زمین

دکلمه صوتی فرشته ای در زمین

⚜️نام اثر: فرشته ای در زمین
✍🏼نویسنده اثر: الناز علی‌ نیا کاربر ناول کافه
🎙گویندگان: باران، سیدعلی، الهه دهقانی
♻️مدیر تولید و ناظر کیفی: سیاوش، باران
⏳زمان: ۳ دقیقه و ۵۵ ثانیه
☑️ارائه شده در: انجمن ناول کافه

 

متن دکلمه فرشته ای در زمین:

نگاهی به او کردم: می‌شود نروم؟با لبخند در سکوت نگاهم کرد و پاسخی نداد.

کاش بگذارد بمانم. جای من اینجا در میان دروازگان بهشتی امن تر است تا در میان آدمیان.

نگاهی به برادرانم کردم تا شاید پادرمیانی کنند؛ ولی آنان نیز در سکوت نظاره گر بودند.

با لبخند نزدیک شد و گفت: چه شده فرزندم؟! اعتماد نداری به من؟ نمی‌پذیری درخواستم را؟

با نگرانی گفتم: نه! فقط، ابلیس آنجاست. آدمیان بی رحمند؛ لازم است به میانشان رفت؟

دستم را گرفت و پیشانی ام را بوسید: سرباز کوچک و شجاع قلعه خلقت من، زاده ی سراسر نورم، فرشته ی هفت آسمان و دارنده‌ی کلید درهای بهشت و در آخر فرزندم.

من تو را به دست کسی می‌سپارم که اندکی از مهرم به تو را در وجودش نهاده ام تا دوستت بدارد.

جوهری در سینه اش نهاده ام که اگر آسیبی ببینی آسمان پهناور مرا به زمین خاکی گره می‌زند.

او را نگهبانت قرار داده ام.

در چشمانش معجونی نهاده ام که اگر از شادی به زمین بریزد عالم را پاک می‌کند و گر از غم باشد فرشتگان را به ناله وا می‌دارد.

او زیباترین مخلوق من است و تو را زیباترین می‌داند.

لبخندی زدم و دروازه را باز کردم.

دست بر شانه ام نشاند و گفت: یادت باشد فرزندم؛ من بهشتم را زیر پای او نهاده ام و اگر کلید آن را باز پس می خواهی باید جلویش زانو بزنی.

با لبخند گفتم: ساده است.

گفت: خیر؛ او هرگز نمی‌گذارد اندکی سرت را خم کنی.

از بهشت خارج شدم. نام این مخلوق چه بود؟!

با داد گفتم: نامش چیست؟ او را چه بخوانم؟

پاسخ داد: نام های زیادی دارد؛ ولی در زمین به او می گویند مادر.

پرسیدم: چگونه او را بیابم؟

 

خندید و گفت: او تو را می‌یابد.

چشمانم را که گشودم دریافتم که در زمینم.

گریستم از این دوری. ناگهان بوی بهشت آمد و آوای بهشتی.

در آغوشش بودم؟! می شناختمش! او مادرم بود.

 

دکلمه های پیشنهادی دیگر:

دکلمه صوتی آینه مهربانی

دکلمه صوتی دیگر میدانم

دکلمه صوتی سوگند ابلیس

دکلمه صوتی سکوت برکه

5/5 ( 3 بازدید )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.
 

درباره Bahar FTH :

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. صداها رو! عالی بود!


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.
به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید