تبلیغات در ناول کافه کانال ناول کافه انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
https://novelcafe.ir/wp-content/uploads/2020/05/fx3jg3mk.gif
خانه » دلنوشته » دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی
دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی

دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی

دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی(کاربر انجمن ناول کافه)

در این مطلب از سایت ناول کافه ، دلنوشته اندکی هیچ را اماده کردیم.برای دانلود دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی در ادامه پست همراه ما باشید.

دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی(کاربر انجمن ناول کافه)

دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی(کاربر انجمن ناول کافه)

نام دلنوشته: اندکی هیچ

نویسنده : نوشین سلمانوندی

ژانر : کمی عاشقانه و تراژدی

ویراستار : حانیه گرامی‌زاده

تعداد صفحات : ۱۶

بخشی از صفحه اول این دلنوشته :

مقدمه

خیس می‌خورد

یادت

در ژرفای تاریکی

میان انبوهی از ناله‌های باد

وَ گریز آسمان از وحشت

نیستی

و

نخواهی آمد، می‌دانم که نمی‌شود!

به کمک کشیده می‌شوم

تا پرتاب به غم نشوم.

در دورترین‌ها

شاید هم نزدیک به تویی که جز وهم

هیچ نیستی.

 

دیدگان اشکی

حضور درد

و سوزِ دوبال.

متلاشی دوجسم

نیمه‌های مرگ

چشمانی نیمه باز

خاموشی

رهایی

و دیگر هیچ!

 

به تو تهدید شده‌ام!

کسی در من، بی‌تو قصد خودکشی دارد

فریادرسم شو

تا دیده نبستم.‌

 

نفس‌هایم

خسته می‌شوند

از بی‌هواییِ تویی که

در هوایم نیستی!

 

شب

به بستر کشید غمش را

وَ ماه، بیمار شد در نگاهش.

 

هیچ‌کس پیدا نمی‌شود

دستت را بگیرد

نفس‌هایت را بشمارد

به خنده‌هایت نگاه کند

دلش بلرزد

خانه خراب شود

تب کند و بیمار شود!

هیچ‌کس من نمی‌شود.

بی‌تو، همه‌چیز خاکستری‌ست

سیاه دیگر تکراری‌ست.

اما من بی‌تو

در نبودت

می‌میرم.

کشته می‌شوم.

بی‌‌تو،

بی‌هیچ

می‌میرم.

 

خیال نیست

باور هم نیست.

درد است

اندکی هیچ

وَ نابودی و دگر هیچ.

 

در من جنگی به پا شده است

که می‌خواهم بگریزم از

جدالش و اما

پرسه‌های تو در این میان

رخصت کاری نمی‌دهد.

 

هیچ،

سکوتی‌ست پرحرف.

برخوردِ دو لــ*ب

خودِ درد

شکست و خاموشی.

این هیچ خودش مرگ است!

در سپیده‌دمی، چشمان نم گرفته‌ام را ببوس.

تو عبور عشق از چشمان منی!

 

شب،

مانند سیاهی‌ِ پشت پلکش

بر روحش ریشه می‌زند

و اندک هیچیِ زندگی‌اش

 

نگاهت، سرازیریِ عطوفت‌

وَ خرمن گیسوانت

نقش دستانم.

وَ این تو،

وا می‌دارد مرا به دعای صبحگاهی.

مطالب پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان نیاز عاشقی از آمنه آبدار

دانلود رمان انتقام سرخ از بهناز شاکری

دانلود رمان ساختمان عاشقی از شایسته فروغ

دانلود رمان زیبای زندگی از زهرا ارجمندی

برای این مطلب ( دلنوشته اندکی هیچ از نوشین سلمانوندی ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.