یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27
دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27

دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27

دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان عاشقانه و معمایی آرام اما طوفان را آماده کردیم.برای دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27 در ادامه مطلب با ما همراه شوید.

دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27

دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27

نام رمان : آرام اما طوفان

نویسنده : Shaghayegh27

ژانر : عاشقامه ، معمایی

تعداد صفحات : ۴۱۴

خلاصه رمان آرام اما طوفان :

دختر داستان شیطون نیست شر نیست مغروره خیلی مغروره…داستان ما درباره یه دختره،دختری که از اطرافیانش ضربه می خوره به خاطر این…می شه…یه دختر مغرور می شه یه دختر خودخواه…می شه یه طوفان اتفاقات زیادی برای دختر داستانمون میوفته که باید بخونیدش مطمئنم از خوندنش پشیمون نمیشین رمانی متفاوت و غیر قابل پیش بینی اگه از رمان های تکراری خسته شدین پیشنهاد می کنم این رمان رو بخونید….پایان خوش

 

بخشی از صفحه اول رمان آرام اما طوفان :

-آرام… آرام…بلندشو دیرت شد…آراااااااام.
_وای عمه بیدار شدم دیگه چقدر داد می زنی.
-بلند شو بیا صبحونه که دیرت شد.
_چشم شما برو منم میام.

عمه از اتاق رفت بیرون…از روی تخت بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون و به سمت دستشویی روبه روی اتاقم حرکت کردم.
وقتی از دستشویی بیرون اومدم به سمت اتاقم رفتم تا آماده بشم.
یه مانتوی سرمه ای تا سر زانو و یه شلوار جین مشکی و مقنعه.
خوب بود.
کولم رو برداشتم و از اتاق اومدم بیرون و رفتم سر میز صبحونه.
_سلام عمو.

+سلام دخترم..صبح بخیر.
_صبح شما هم بخیر…و دیگه حرفی نزدم…عادت نداشتم سر غذا خوردن حرف بزنم.
بعد از خوردن صبحونه از سر میز بلند شدم و از عمه و عمو خداحافظی کردم… سوئیچ ماشینم رو از رو جاکلیدی کنار در برداشتم و به سمت پارکینگ رفتم و بعد از بیرون آوردن ماشین راهی دانشگاه شد
ماشین رو یه جای خوب پارک کردم و پیاده شدم.
دزدگیر رو زدم و وارد دانشگاه شدم.
قدم به قدم دارم به هدفم نزدیک می شم.
ساعتم رو نگاه کردم.
یک ربع مونده تا کلاس شروع بشه.
از پله ها بالا رفتم و به سمت کلاس رفتم.
با جذبه همیشگی خودم وارد کلاس شدم… صدای همهمه خیلی زیاد بود.
اوفففف… چیزی که من ازش متنفرم.
یه نگاه به کلاس انداختم…میز اول کنار یه پسره جای خالی بود… رفتم و نشستم.
داشت با پشت سریش حرف می زد که وقتی منو دید یه لبخند چندش آور زد و گفت: علی اینو نگاه کن… چه چشایی داره.
پوزخند زدم و بلند گفتم:اولا این به درخت میگن… بعد هر چشمی هم که داشته باشم به تو و امثال تو هیچ ربطی نداره.
خودش و دوستش زدن زیر خنده: چه زبونی داری کم نیاری؟
_نترس کم نمیارم.
-محمد بسه دیگه.

رمان های پیشنهادی ناول کافه :

دانلود رمان دختر بسیجی پسر تیگزاسی جلد اول

دانلود رمان دختر بسیجی پسر تیگزاسی جلد دوم

دانلود رمان ساعت های خواب رفته از تبلور و ساغر

دانلود رمان مردی به نام اوه از فردریک بکمن

دانلود رمان ویکتوریا از کنوت هامسون

برای این مطلب ( دانلود رمان آرام اما طوفان از Shaghayegh27 ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.