اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دلنوشته » دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه
کانال ناول کافه
دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه

دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه

دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه

در این پست از سایت ناول کافه، دلنوشته زیبای آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه را آماده کردیم. برای خواندن و دانلود این دلنوشته به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه

دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه

نام دلنوشته: آینه‌های مات

نویسنده: سهیلا.م

ویراستار: آیدا حاتمی پویا

ژانر: تراژدی، عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۰

مقدمه:

انتظار کاریست بسی دشوار! 
تمام دلتنگی‌های عالم را در خود جای می‌دهد.
آری، قبول دارم طعم زهر می‌دهد، کام دل را تلخ می‌کند و با بغض‌های باقی‌مانده در گلو آمیخته شده است.
و چه زیباست، آن انتظاری که به وصال می‌پیوندد. 

 

نگاهی به دلنوشته:

خنده‌های من و تو، آواز چکاوک‌ها، همه و همه در گوشم طنین‌وار زنگ می‌زنند.
صدای جیغ پر از شادی دخترک، آغـ*وش‌های باز، لبخند‌های گاه و بی‌گاه باز مثل باروت در سرم منفجر می‌شوند.
سرم از این هجوم نابسامان دلتنگی درد می‌گیرد.

آه!

به آینه که می‌نگرم چیزی جز یک روح خسته و ناتوان نمی‌بینم؛ پس، آن دختر پر از شور و نشاط چه شد؟
به راستی بر سر دخترک لبخند به‌ لــ*ب چه آمده؟
آن‌همه اشتیاق و انرژی کجا رفته است؟

چه کسی مقصر است؟
زمانه یا آدم‌هایش؟ 

من، تو یا او؟

***

این قلب لعنتی حتی با یادت هم می‌خواهد آرام بگیرد، گویی به من تعلقی ندارد.

چه سخت است دیدن خنده‌هایت در قاب‌چوبی، که هرروز خاطراتی را زنده می‌کند.

خنده‌هایت برای قلب بیمارم مسیح است.

روزها بدون تو تاریک هستند، حتی روشن‌ترین قسمت روز، همانند قلبم سیاه‌اند. 

عشق آمد و دل من ذره‌ ذره ویران شد، پس چرا تو نمی‌آیی که معمارم شوی؟

***

نمی‌دانم با چه کسی لج کرده‌ام!
با تو، دنیا، یا خودم؟

برای من مهم نیست که دیگران چه می‌گویند، برای من این مهم بود که سهم من از این دنیا، یک تو باشی.

بگذار بگویند دیوانه‌ام. 
آری من دیوانه هستم، دیوانه‌ی تو!

جنون دارم، آن‌هم جنون با تو بودن! 

نمی‌خواهم نبودنت را باور کنم، بی‌وفایی‌ات را هرگز.

آری همه دروغ می‌گویند که نیستی، جانان آخر مگر خودت به من قول نداده بودی؟
نگفته بودی که تا آخر کنار من می‌مانی‌؟ 
و همچون شمع و پروانه در آتش‌ عشق می‌سوزیم؟

جانان من، پس قول‌هایت چه شد؟

 

پیشنهادات ما به شما:

دلنوشته و قلم می رقصد اثر Deniz78 کاربر انجمن ناول کافه

دلنوشته بوم نقاشی اثر پریسا فرمهر کاربر انجمن ناول کافه

دانلود رمان آوای فریاد(جلد اول) به قلم تهمینه ورکانه کاربر انجمن ناول کفه

دانلود رمان آس دل از س.شب

برای این مطلب ( دلنوشته آینه های مات اثر سهیلا.م کاربر انجمن ناول کافه ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Bahar :

فارغ التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی

تاکنون 6 نظر ثبت شده است.

  1. خیلی قشنگ بود❤️

  2. خیلی خوب و زیبا


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.
به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه