تبلیغات در ناول کافه کانال ناول کافه انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان اربابی » دانلود رمان عشق ارباب از Darya
دانلود رمان عشق ارباب از Darya

دانلود رمان عشق ارباب از Darya

دانلود رمان عشق ارباب از Darya

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان عشق ارباب را آماده کردیم.برای دانلود رمان عاشقانه عشق ارباب از Darya در ادامه پست همراه ما باشید.

دانلود رمان عشق ارباب از Darya

دانلود رمان عشق ارباب از Darya

رمان : عشق ارباب

نویسنده : Darya

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۶۶۷

 

خلاصه رمان عشق ارباب:

ستاره در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او،

قبول می کند که نقش او را درخانه اش ودر کنارشوهر خواهر خشک و مرموزش بازی کند .

حالا با حضور او آرامش به خانواده برگشته ولی شعله های انتقام درکنار عشقی نوخاسته،

ستاره را وادار می کند که…

 

بخشی از صفحه اول رمان عشق ارباب:

دستان ظریف و لطیفش از بین دستهایم شل شد واز روی تخت آویزان شد …

نگاهم را به حلقه ای که کف دستم گذاشته بود دوختم ..

و همانطور از کنار تختش بلند شدم …ن

گاه آخرم را به او دوختم که چشمان زیبایش برای همیشه بسته شده بود …

با حالت گنگی سرم را برگرداندم و به طرف در اتاق به راه افتادم…

با بی حالی دستگیره را گرفتم و از اتاق خارج شدم ..

چشم های پر از اشک آن دو نفر را نا دیده گرفتم و به طرف آخر راهرو راه افتادم که صدای جیغ نرگس جون عمه ای که مانند مادری دلسوز کنارمان بود به اوج رسید

نرگس جون : مــهــتاب

این آغازی بود برای اینکه به خودم بیایم و با قدم های بلندتر و تندتر از راهرو بگذرم و راه خروجی بیمارستان را در پیش بگیرم …

قدم هایم تندتر شد وبا حالت دو از بین مردم می گذشتم و حلقه را در دستم می فشردم ..

دوست داشتم فریاد بکشم و داد بزنم اما خودم را باتنه ای که به عابران می زدم و آنها مرا دیوانه خطاب می کردن خالی می کردم …

اون رفته بود برای همیشه رفته بود …

و خواسته ی بزرگی را به من واگذار کرده بود..

با کشیده شدن بازویم ایستادم و سرم را به زیر انداختم

مرد : خانوم زدی همه ی دار و ندارمو ریختی بی هیچ داری می ری؟

را بالا گرفتم که مرد با دیدن وضع خرابم بازویم را رها کرد و با تعجب نگاهم کرد …

پوزخندی زدم …شاید فهمید وضع من بدتر از اونه ..

قدمی به عقب برداشتم و بدون حرفی پشت به او کردم و خودم را به پارکی رساندم و شروع به دویدن کردم …

می دویدم می خواستم نبودنش را باور کنم …

خودم را آرام کنم …

صدایش هنوز در گوشم بود که با صدایی که با سختی از من خواست ..

یک خواسته ای که هنوز در شوک آن بودم

مهتاب : برای من زندگی کن ..مهتاب باش و درس زندگی بده

 

رمان های پیشنهادی دیگر:

دانلود رمان استخوان هایی که تو را دوست داشتند از شهرزاد شیرانی

دانلود رمان دل آغشته به بوی تو از زهرا برومند

دانلود رمان عشق سرگرد از سونیا دیلمی

دانلود رمان ببار ای سپید از شکوفه شهبال

دانلود رمان چند نفر به یک نفر از a.taghavi

 

 

برای این مطلب ( دانلود رمان عشق ارباب از Darya ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.