کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده
دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده

دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده

دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان عاشقانه ایستادم را آماده دانلود گذاشتیم.برای دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده

دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده

نام رمان : ایستادم

نویسنده : راضیه درویش زاده

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۲۵۱

خلاصه رمان ایستادم از راضیه درویش زاده :

ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ “ﻫﯿﭽﮑﺲ ” ﺩﺳﺖ ﺍﺯ “ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﯾﺖ ” ﻧﮑﺶ ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ، ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ “ﻣﻦ” بی ارزش..ارزش!!زمانی ارزش این کلمه رو فهمیدم که از من فقط یک “من”بی ارزش مونده بود..نمیدونم شاید یادم رفته بود مهربونی و سادگی باعث نمیشه ساده لوح هم بشم و خیلی راحت غرورمو بشکونم ..اره یادم رفته بود که اگه میخام مهربون باشم باید غرورمو نگه دارم..یادم رفته بود مهربونی با غرور قشنگ تره. یادم رفته بود سادگی و سادلوحی اصلا مث هم نیستن..

 

بخشی از صفحه اول رمان ایستادم از راضیه درویش زاده :

به نام خدا
با صدای غرغرای مامان که داشت بجون من میزد سرمو از تو گوشی در اوردم
-جووونم مامان

صداش اومد:زرمارو جووونم ۳ساعته دارم صدات میکنم بسوزه همون گوشیت که دیگه دیوونم کردی ۲۴ساعت تو اون خراب شد دورِ گوشیتی
از تو آیینه به خودم لبخند زدم ولی میتونستم قسم بخورم اگه مامانم با این وضع منو میدید حتما میکشتم خنده ریزی کردم گوشیو انداختم رو تخت از رو تخت پریدم پایین و اومدم بیرون
مامان داشت از پله ها میومد بالا با حرص و خشم نگام میکرد بدجور خندم گرفته بود سریع سرمو انداختم پایین و با احتیاط از کنارش رد شدم هنوز ۲پله بیشتر نرفته بودم که صدای گوشیم اومد راه دارم روشن شد بی مکث برگشتم و بدو بدو رفتم سمته اتاق صدای مامان اومد:آروم آروم استخون نیس گوشیه
زدم زیر خنده تو رو خدا مامان ما رو ببین یع جوری حرف میزنه انگار من سگم عجبببب گوشیو از رو تخت برداشتم با دیدنِ اسمِ پیمان لبخندی رو لبم اومد سریع جواب دادم:سلام پیمانییی
پیمان هم با لحن خودم گف:سلام یلداییییی
اخمی کردم:مسخره میکنی
سریع گف:نه جون یلدا من غلط بکنم

نیشم شل شد:خووبی؟ کجایی
پیمان:الان عالی شدم..خونه تو خوبی خانوم
سرحال گفتم:عالییییی
پیمان:خدا رو شکر..یلدا!!
روی تخت نشستم:جوون
پیمان:بریم بیرون!!

با حالت بدبختانه زدم تو سر خودم:پیمان تو که باز گفتی..بخدا نمیتونم بیام بیرون مامانم یکم سختگیره
تو آیینه واسه خودم زبون در اوردم
پیمان با لحنی که عصبانیت ازش معلوم بود اه بلندی گف

پیمان:یلدا دیگه داری خستم میکنی هروقت میگم بریم بیرون همینو میگی خب یه جور راضیش کن دیگه
اخمی کردم:بدرک که خستت کردم اگه خسته شدی من که مجبورت نکردم برو ..خب چکار کنم قبول نمیکنه
صداش آروم شد:ببخشید یدیقه عصبی شدم..خب یلدا حق بده هر وقت بهت میگم بریم بیرون میگی نه..بیا بریم جونِ پیمان
کلافه نگامو تو اتاق چرخوندم حالا چی بش بگم دروغ گفتم دیگه وگرنه مامان بیچاره من چکار به بیرون رفتنه من داره
یدفعه صدای مامان اومد:یلدااااا

هول شدم سریع گفتم:پیمان مامانم اومد فعلا
اجازه صحبت بش ندادم و سریع قطع کردم حالا خوبه صدای مامان از تو آشپزخونه میومد انقد هول کردم

-بله ماااماااااان

در باز شد مامان اخم کرده بود:چته داد میزنی
با تعجب گفتم:وا مگه تو آشپزخونه نبودی صدات خیلی از دور میومد
مامان:نخیر تو اتاق خواب بودم..میگم یلدا تو اون لباس مشکیه منو ندیدی

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان پشتم باش از زهره حاجی زاده

دانلود رمان آرامشم باش از فاطمه اشکو

دانلود رمان آن نیمه دیگر از anital

دانلود رمان سایه امید از مهسا رمضانی

برای این مطلب ( دانلود رمان ایستادم از راضیه درویش زاده ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.