حافظه، پرونده تخيل و گنجينه عقل، دفتر ثبت وجدان و مخزن انديشه است.(بازيل
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی
دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

در این مطلب ز سایت ناول کافه ، رمان قدیمی و عاشقانه اتوبوس را آماده دانلود گذاشتیم.برای دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

نام رمان : اتوبوس

نویسنده : فهیمه رحیمی

ژانر : عاشقانه ، قدیمی

تعداد صفحات : ۲۳۲

خلاصه رمان اتوبوس :

به همه چیز می توانم فکر کنم جز اینکه یتیم شده ایم . چگونه می توانم باور کنم که خوشبختی مان در اثر بی مبالاتی یک راننده خواب آلود اتوبوس تبدیل به مصیبت و بد بختی شده باشد ؟ این اتفاقات فقط در ستونهای حوادث روز نامه باور کردنی است و پذیرفتن اینکه ما نیز جزو آن دسته افراد مصیبت دیده قرار گرفته ایم برایم قابل پذیرش نیست …

 

بخشی از صفحف اول رمان اتوبوس :

بسم الله الرحمن الرحیم
دفتر سفید
نامه ای به بدری !

به همه چیز می توانم فکر کنم جز اینکه یتیم شده ایم . چگونه می توانم باور کنم که خوشبختی مان در اثر بی مبالاتی یک راننده خواب آلود اتوبوس تبدیل به مصیبت و بد بختی شده باشد ؟ این اتفاقات فقط در ستونهای حوادث روز نامه باور کردنی است و پذیرفتن اینکه ما نیز جزو آن دسته افراد مصیبت دیده قرار گرفته ایم برایم قابل پذیرش نیست .

هنوز دوست دارم به گذشته فکر کنم و با تو از آن روز ها سخن بگویم . از روز های شاد ، روز هایی که هر ثانیه اش با خوشبختی قرین بود و ما از آن غافل بودیم . در ذهن فارغ از غم ما مرگ مخصوص پیر مردان و پیر زنانی بود که کام دل از دنیا گرفته و به قدر کافی از آن متمتع شده اند . هرگز تصورش را هم نمی کردم که داس مرگ روزی دو تا از بهترین عزیزانمان را از روی زمین درو کرده ، بهار زندگیمان را مبدل به پاییز کند .
آیا تو باور می کنی ؟

من در کابوس غوطه ورم و می خواهم خود را از آن برهانم . شب با این اندیشه به خواب می روم که صبحی روشن و تابناک را آغاز خواهم کرد و کابوسها پایان گرفته اند . اما هیهات صفحه روز نامه خبر می دهد که آنچه درج شده ، تنها یک خبر نیست و به راستی من و تو و منصور یتیم شده ایم .

ای کاش ما سه تا هم با پدر و مادر همسفر بودیم و همگی در آن سانحه کشته می شدیم ، این طوری دیگر غم و دردی هم وجود نداشت .

با تو گفتم که ، دوست دارم در گذشته بمانم و حوادث جاری را فراموش کنم . چه دوران خوشی بود وقتی با هم از آموزشگاه پرستاری بر می گشتیم . مادر بی وقفه دستور می داد و می گفت ” مینو ، بدری ، زود لباسهایتان را در بیاورید و بیایید عصرانه بخورید ” و من و تو لباسهایمان را در می آوردیم و هر جا می رسید ولو می کردیم و خود را برای خوردن عصرانه به مادر می رساندیم . و شب ، پدر با پاکتهای میوه به خانه می آمد و پیش از همه نام تو را بر زبان می آورد ، و من همیشه فکر می کردم تو را بیش از من دوست دارد . چقدر احمق بودم که برای خود سهم بیشتری از محبت می خواستم . حالا که فکر می کنم ، به خود می خندم و منظور پدر و مادر را که به تو بیش از من محبت می کردند درک می کنم .

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان من یا اون از zahra.sh.ir

دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

دانلود رمان یک سبد گل یاس از نسرین ثامنی

دانلود رمان سرنوشتی به تاریکی شب از بنت الهدی.ج

برای این مطلب ( دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.