هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان اجتماعی » دانلود رمان مومیایی از پگاه
کانال ناول کافه
دانلود رمان مومیایی از پگاه

دانلود رمان مومیایی از پگاه

دانلود رمان مومیایی از پگاه

در این پست از سایت ناول کافه ، رمان مومیایی را اماده کردیم.برای دانلود رمان مومیایی از پگاه در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان مومیایی

دانلود رمان مومیایی

نام رمان : مومیایی

نویسنده : پگاه P*E*G*A*H

ژانر : رمان عاشقانه ، رمان اجتماعی

 

خلاصه رمان مومیایی از پگاه :

جنایت…جنایت پشت جنایت قصه حماقت ها،سادگیها و باختنهای هر روزه من و تو قصه اشتباهاتی که حتی خدا هم به جبرانش اراده نمی کند.

بخشی از رمان مومیایی از پگاه :

آخرین بشقابی را که خشک می کنم و توی کابینت می گذارم، پایانی می شود بر میهمانی خسته کننده و عذاب آور امشب. دست هایم را از دو طرف می کشم و از آشپزخانه بیرون می روم. کمرم درد می کند، اما وقت چندانی ندارم. ساعت شماطه دار صفر را نشان می دهد. ساعت صفر را! قلبم ضربان می گیرد، از این که همه چیز خراب شود و همه نقشه هایم بر باد رود، عرق بر صورتم می نشیند.

به اتاق می روم. کمد را باز می کنم و به چمدانم خیره می شوم. چمدانی که زیر انبوهی از وسایل مخفی شده. لبم را به دندان می گیرم تا بغضی که حتی وجود هم ندارد، نشکند.

به پذیرایی برمی گردم. روی مبل می نشینم و چشمم را می بندم و اجازه می دهم زندگی ام مثل یک فیلم از ابتدا استارت بخورد و از مقابل اعصاب بینایی ام عبور کند. معده ام منقبض می شود. مایع ترشی را که به گلویم هجوم می آورد قورت می دهم و منتظر می مانم تا پاندول ساعت یک ضربه بنوازد.

آنگاه، وقتی که یک ساعت از ساعت صفر می گذرد، پالتو و شالم را می پوشم. چمدانم را با احتیاط توی راهرو می گذارم. نگاهم را دور سالن می چرخانم و وقتی که از مرتب بودن همه چیز مطمئن می شوم، چراغ را خاموش می کنم. در را آهسته می بندم و می روم.  هوا می خواهم. دانه های درشت برف روی صورتم می نشینند. سمند زرد کمی آن طرف تر ایستاده.

راننده پیاده می شود و چمدان نه چندان بزرگم را توی صندوق عقب می گذارد. دستانم را توی جیب های بزرگم فرو می برم و سرم را بالا می گیرم. چراغ های خاموش خانه! خانه ام را از نظر می گذرانم و لبخندی به سردی همین هوای زمستانی می زنم. برف پنبه مانند توی چشمم می نشیند.

دستم را روی صورتم می کشد. هوا سرد شده. تمام هواها سرد شده اند و من، پرنده ی همیشه متنفر از سرما، امشب کوچ می کنم. شاید آخر مسیرم به قشلاق نرسد اما …

راننده بوق کوتاهی می زند. عصبی نگاهش می کنم. می خواهد دنیا را خبردار کند. در عقب را باز می کنم و با هجوم مطبوعی از گرما رو به رو می شوم. آخرین نگاه را به پنجره های سیاه می اندازم و رو می گیرم. گردنم را توی خز یقه ام فرو می برم و به سیاهی نیمه شب زمستانی چشم می دوزم.

مطالب پیشنهادی :

رمان مومیایی از پگاه، به دلیل اختصاصی نبودن فاقد فرمت های دیگر می‌باشد و تنها به درخواست کاربران در فرمت PDF گذاشته شده است

برای این مطلب ( دانلود رمان مومیایی از پگاه ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.
به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه