آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش می ‏يابد! (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان اجباری » دانلود رمان روشنایی مثل آیدین از هانیه وطن خواه
دانلود رمان روشنایی مثل آیدین از هانیه وطن خواه

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین از هانیه وطن خواه

رمان روشنایی مثل آیدین اثر هانیه وطن خواه (shazde koochool)

در این مطلب از سایت ناول کافه، رمان روشنایی مثل آیدین به قلم هانیه وطن خواه را آماده کردیم. برای دانلود این رمان عاشقانه و زیبا، در ادامه با سایت ناول کافه همراه شوید.

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

نام رمان: روشنایی مثل آیدین

نویسنده: shazde koochool

ژانر: عاشقانه

موضوع: ازدواج اجباری

تعداد صفحات: ۴۰۵

 

 

خلاصه ای از رمان:

داستان درباره ی دختری به نام دنیاست که از بچگی با پسر خاله اش میثاق به شدت مچ بوده و در ادامه میثاق با دختری به نام فریبا قرار ازدواج داره و دنیا هم با پسر عموی فریبا نامزد میشه. اما طی شرطی که بابابزرگ فریبا و پسرعموش برای اون ها میذاره، فریبا و پسرعموش با هم عقد میکنن تا به ثروت برسن. این اتفاق پیامد ها و دردسر های زیادی برای دنیا به دنبال داره؛ دنیایی که کوچکترین تقصیری در این اتفاق نداشت!

 

نگاهی به رمان:

لیوان چای را به دستم سپرد.

از گوشه چشم می شد زیرنظرش داشت.

از همان اولین بار که دیدمش ، رفتارش مثل کف دست بود.

– خوبی؟

– چرا باید به نظرت بد باشم؟

دستم را فشرد.

یک ماهی می شد که این قسم محبت های زورکی را به ریشم می بستند.

من که مشکلی نداشتم.

پس چرا تمامش نمی کردند؟

دستم را کشیدم و قدمی سمت پنجره برداشتم.

باران تند شهریور هم رخوتم را به هم نمی زد.

این باران حتی من را به حیاط هم نمی کشاند.

چقدر همه چیز خاکستری شده بود.

زنگ تلفن نگاهم را از چراغ کم سوی کوچه گرفت و پرستو گوشی را میان دستش فشرد و گفت : بیا جواب بده…مامانت نیست.

گوشی را به گوشم چسباندم.

بی شک امشب می مُرد.

– بگو می شنوم.

همیشه دردهایش را می شنیدم.

– بیا پایین.

همین و دیگر هیچ.

پرستو را با نگاه پر سوالش تنها گذاشتم.

می دانست نباید به کسی بگوید همراه او هستم.

می دانست باید بگوید با آرام بخش به خواب مرگ رفته ام.

مانتو را تن زدم.

شال روی سر کشیدم.

کیفم را دست گرفتم.

و…

مهم بود که رژ لب نداشتم؟

پوزخندی حرام خودم کردم.

دل خوش به من می گفتند دیگر.

مگر نه؟

ماشین همایون کمی آن طرف تر پارک بود.

چقدر هر دومان سر به سر همایون گذاشتیم برای این هدیه قبولی در دانشگاه.

آن هم کجا؟

آزاد شیراز.

در ماشین را باز کردم و کنارش نشستم.

نگاهش نکردم.

ندیده می توانستم میزان خرابیش را درک کنم.

– چطوری؟

لحنش سرد بود.

– دقیقا نهمین نفری هستی که از صبح این سوالو می پرسه…به نظرت باید چطور باشم؟

– داغون…داغون باش…مثل من.

پوزخند باز به جان لب هایم حمله کرد.

نفس عمیقش را حس کردم.

ماشین را راه انداخت و من گفتم : کجا میری؟

– یه وری.

صدایش خش داشت.

– پیش همایون بودی؟

سری تکان داد.

ته ریش چند روزه ای روی صورتش نشسته بود.

– چرا داری میندازی تو جاده؟…کجا داری میری؟

– گوشیتو خاموش کن…حوصله مزاحم ندارم.

و نام همایون روی گوشیم خط انداخت.

 

آثار دیگر نویسنده:

دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند از هانیه وطن خواه

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم از هانیه وطن خواه

دانلود رمان بغض ترانه ام مشو از هانیه وطن خواه

برای این مطلب ( دانلود رمان روشنایی مثل آیدین از هانیه وطن خواه ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Bahar :

فارغ التحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.
به کانال تلگرام ناول کافه بپیوندید اینستاگرام ناول کافه