هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان اجتماعی » دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم
دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم

دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم

دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان اجتماعی ساحل آرامش را آماده کردیم.برای دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم در ادامه با ما همراه شوید.

دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم

دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم

رمان : ساحل آرامش

نویسنده : منیر مهریزی مقدم

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

تعداد صفحات : ۳۵۴

خلاصه رمان ساحل آرامش:

داستان دختری که در ابتدای نوجوانی با پسری نامناسب دوست میشود ولی خوشبختانه با بروز اتفاقاتی زود به اشتباه خود پی میبرد و سعی میکند اشتباه خود را جبران کند و سخت مشغول درس و تحصیل میشود…

 

بخشی از صفحه اول رمان ساحل آرامش :

پاهایم از فشار کفشها زق زق می کرد.همانطور که به روی صندلی نشسته بودم یک پایم را روی پای دیگر انداخته و کفشم را درآوردم.با نفس کشیدن پایم خود هم نفس عمیقی کشیدم.مامان دست به زانویش گرفت و بلند شد.خطاب به من گفت:

– پاشو مادر.باید برای جمع و جور کردن این همه ریخت و پاش از یک جایی شروع کنیم.
نالیدم و گفتم:

– وای مامان جان تورو خدا امشبه رو ولم کن.من لااقل تا فردا صبح باید به این پاها استراحت بدم.الان داشتم فکر می کردم چطور تا اتاقم برسم.شما می گویید پاشم جمع و جور کنم!!

– خوب حقته مادر.چقدر گفتمت این کفش ها به دردت نمی خوره گفتی الا بلا که همینا.من تعجبم تو چطوری از سر شب با همین کفشها اینقدر رقصیدی حالا به کار کردن که رسید نمی تونی!!
از خرید کفش ها یادم آمد.مامان اصلا به این کفش ها راضی نبود ولی کلی قهر و ناز کردم تا بالاخره رضایتش را گرفتم قصدم این بود که قدم را از آن چه هست بلند تر نشان بدهم و بزرگتر به نظر برسم.
عمو مصطفی که به صحبت های ما گوش می داد خندید و به مامان گفت:

– اذیتش نکن زن داداش خسته شده.شما هم امشب کاری نکنید خیلی خسته اید.

به روی عمو مصطفی خندیدم.مامان کوتاه نمی آمد.

– نه بابا لااقل باید آشغالها را که جمع کنیم.

و مشغول شد ولی من واقعا توان انجام هیچ کاری را نداشتم.عمو با نگاهی به سر تا پای من دوباره گفت:

– ولی زن داداش ماشاالله بنفشه هم رو کاره.با رفتن بهنوش باید به فکر این یکی باشی.
مامان با دلخوری جواب داد:

– وای داداش نگو .بنفشه هنوز ۱۶ سالشه برای این هنوز خیلی وقت داریم.باید مثل بهنوش درسش را بخوانه نوبتی هم که باشه نوبت بچم بهزاده.داره دیرش هم میشه.اون خودش بس که نجیبه صداش در نمی یاد خودمون باید حیا کنیم و کاری بکنیم.

من که بر عکس بهنوش که عاشق درس خواندن بود و به همه ی خاستگارهایش جواب رد می داد اصلا میانه ای با درس خواندن نداشتم تازه با گفته عمو مصطفی گل از گلم شکفته شده بود، با آب پاکی که مامان روی دستم ریخت ساکت شدم.کفش دیگر را هم از پاسم در آوردم بلند شدم و به مامان گفتم:

– چی کار کنم مامان بالاخره همین الان جمع می کنید یا نه؟

– نه فقط آشغالها را جمع می کنم که تا صبح بو نگیره صبح اول وقت شوکت میاد.تو برو استراحت کن که فردا بهانه نیاری.

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

دانلود رمان من یا اون از zahra.sh.ir

برای این مطلب ( دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.