کسی را که به تو شنا یاد داد، غرق مکن.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد
دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان سایه های عشق را آماده کردیم.برای دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد

نام رمان : سایه های عشق

نویسنده : اعظم فرخزاد

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۴۰

خلاصه رمان سایه های عشق :

فکرش و نمی کردم یک روز تنهای تنها باید بیام اینجا تا با بابا و مامان صحبت کنم . حالا باید چکار کنم ، بابا و مامان چرا اینقدر زود شما که می دونستید توی این دنیای بزرگ غیر شما کسی رو ندارم . پیش کی برم حالا باید تنهایی این راه و برم برام دعا کنید تا بتونم یک زندگی موفقی داشته باشم .
بفرمائید خانم

یک دختر کوچولو دیس حلوا رو طرفم گرفته بود : مرسی عزیزم نمی خواهم

دختر کوچولو رفت و من از جام بلند شدم و به سمت ایستگاه اتوبوس رفتم و روی نیمکتی نشستم تا اتوبوس بیاد به گذشته فکرکردم به زمانی که مامان از قدیم خودش می گفت وقتی توی یتیم خونه با بابا آشنا شده بودند و یک دل نه صد دل به هم داده بودند وقتی به سن ۱۸ سالگی رسیدن بابا از یتیم خونه خارج میشه و شروع می کنه به کار و درس خوندن که توی رشته زبان قبول میشه و مادر هم توی همون دانشگاه رشته ادبیات قبول میشه ساختمان ها از هم جدا بوده برای همین سال آخر دانشگاه همدیگر رو می بینن و با هم ازدواج می کنند .

بعد از پایان تحصیل هر دو توی یک مدرسه برای تدریس انتخاب میشن و بعد از ۲ سال من به دنیا میام . پدر همیشه از اون بچگی به من زبان یاد می داد و مامان چون عربی یاد داشت به من عربی یاد می داد و این شد که من حالا غیر از زبان فارسی زبان عربی و انگلیسی رو به خوبی یاد دارم . قبل از فوت پدر داشتیم با هم زبان آلمانی تمرین می کردیم ولی حالا اون ها رفتن اون تصادف لعنتی کاش من هم با اون ها می مردم چون حداقل دیگه الان تنها نبودم تا دیگران بخواهند برام تعیین تکلیف کنند .

 

بخشی از صفحه اول رمان سایه های عشق :

به نام او
به ساعتش نگاه کرد؛ عقربه ها دو و نیم بعد از ظهر را نشان می دادند.
هراسان و مضطرب، اطراف را از میان درختان می کاوید مبادا کسی سر برسد. درست یک ساعت بود که اینجا پشت درخت بزرگ گلابی کز کرده و منتظر بود. به خود می گفت، «نکته شکوفه وقت رو اشتباه گفته باشه!»
قلب جوانش با هیجان می تپید. به خوبی حس می کرد این تپشهای فراوان تنها از شوق دیدار لیلی نیست، بلکه ترس از پیدا شدن ناگهانی پاشا خان دارد.
از پشت درخت بیرون آمد، کمی جلوتر رفت و دوروبر را نگریست. صدای آب چشمه زمزمه قشنگی داشت. به پشت شاخه های بزرگ گلهای ختمی در کنار چشمه رفت و به روبرو خیره ماند. هیچ صدایی از خانواده پاشا که امروز در این باغ بودند به گوش نمی رسید و این امر طبیعی بود. زیرا که باغ بسیار وسیع و بزرگ بود و او در آخرین گوشه های باغ که دیوارهای کاهگی، آن را از کوچه جدا می کرد نشسته و منتظر بود.
ستاره ناگاه دید که لیلی می آید. پیراهن صورتی با طرحهای سیاه رنگ که انگار بال شکسته پروانه ای زیبا بود به تن داشت و ستار نوزده ساله در همین ساعات احساس می کرد عاشق تر می شود. لیلی به نزدیکی اش رسید شرمگین خنده ای بر رویش زد. ستار سریع دست او را گرفته و به حال دو به پشت درخت گلابی کشاند. گونه های لیلی گل انداخته و چشمهایش سیاه تر به نظر می رسید. غافلگیرانه نبود این دیدار ها کمابیش در مدت سه سال داشتند این عشق را سالها در سیـ ـنه های کوچکشان پرورش داده بودند. حالا بماند پاشا خان، پدر لیلی، قسم خورده بود که تک گلوله ی آن تپانچه ی کوچک یادگار دوران اشغال آذربایجان توسط روسها را که سالهای طولانی نگه داشته بود، حرام قلب ستار خواهد کرد و این کینه های همیشگی و بی اهمیت را با خون تمام خواهد کرد. ولی ستار در طی این سه سال به سختی که بارها از زبان این و آن عادت کرده بود پنهانی می خندید و می گفت، «پاشاخان امروزه مردی شصت و پنج ساله است و اون تپانچه عهد بوق حالا دیگه از کار افتاده و زنگ زده و مسلما شلیک نخواهد کرد.»

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان یک سبد گل یاس از نسرین ثامنی

دانلود رمان سرنوشتی به تاریکی شب از بنت الهدی.ج

دانلود رمان آرامشم باش از فاطمه اشکو

برای این مطلب ( دانلود رمان سایه های عشق از اعظم فرخزاد ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.