تبلیغات در ناول کافه کانال ناول کافه انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان جدید » دانلود رمان شعله دار از rojan1369
دانلود رمان شعله دار از rojan1369

دانلود رمان شعله دار از rojan1369

دانلود رمان شعله دار از rojan1369

در این مطلب ازسایت ناول کافه ، رمان شعله دار را اماده کردیم.برای دانلود رمان عاشقانه شعله دار از rojan1369 در ادامه پست همراه ما باشید.

دانلود رمان شعله دار از rojan1369

دانلود رمان شعله دار از rojan1369

رمان : شعله دار

نویسنده : rojan1369

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۴۰۳

خلاصه رمان شعله دار :

آرسام و سایدادر همسایگی هم زندگی می کنند سایدا دل در گرو عشق آرسام دارد و آرسام درگیر هواپرستی های پنهاسیت بین این دو آدم متضاد تفاوت یک چیز پیداست و تفاهم یک چیز ناپیدا..اما تفاهم هست وناپیداست وشاید تفاوت نیست و پیداست..در این میان وجه اشتراکیست در گذشته ی سایدا و آرسام.. وجه اشتراکی که هردو از ان بی خبرند و یک اتفاق این دو را به سمت گذشته و هویتشان سوق می دهد گذشته ای دفن شده در سال های جنگ.. در خطه ی ایلام …

 

بخشی از رمان شعله دار :

قدم زنان.. شاید هم کشان کشان ..کوچه های تنگ محله را پشت سر گذاشتم و مقابل دروازه ی حیاط ایستادم ..تحمل خستگی چشمم از سر شب بیداری های این چند روزه و تحمل خستگی پاهایم از سر پیاده روی از ایستگاه تا خانه به کنار ..دیگر طاقت صدایی که از سر ضعف و گرسنگی از معده ام بلند شده بود را نداشتم ..برنامه ی چند ساعت آینده را در ذهنم چیدم ..اول خوردن یک دل سیر غذا و دوم یک چشم سیر خوابیدن …

کلید انداختم و در را باز کردم ..توی این گرما نصف روز درس خواندن چیزی کمتر از کوه کندن نبود ..به لطف آفتابی که با بیرحمی به تمام پهنای زمین می تابید از سروصورتم عرق می بارید.. کفش هایم را پشت در خانه از پاهایم بیرون کشیدم و با برداشتن چند قدم به جلو پله ها را آرام آرام و یکی یکی بالا رفتم و در همان حال داد زدم:

مامان مریمی کجایی ؟

صدای مامان از نزدیک ترین فاصله بود احتمالا از توی آشپزخانه…

_ همین جام عزیزم بیا بالا

رسیدم به بالا و کنار در آشپزخانه منتظر خودم دیدمش.. مقنعه و کیفم را از خودم جدا کردم وبه طرفش راه افتادم
_سلام مامانم خسته نباشی

برخلاف چشمش که به وضوح آثار اشک در آن پیدا بود لبش خندید و گفت سلام دخترم توهم خسته نباشی
خیره در چشمانش با نگرانی پرسیدم: چیزی شده مامان چرا گریه کردی؟

انگار یادش نبود من خستگی را هم از چشمش می خواندم اینکه دیگر اشک بود ..سریع انگشتش را سمت گوشه چشمش برد و نم اشک را از آن نقطه پاک کرد …

رمان های پیشنهادی دیگر برای کاربران :

دانلود رمان سونات مهتاب از آتوسا ریگی

دانلود رمان رقص کلاغ های مرده از آتوسا ریگی

دانلود رمان ستاره قطبی از بهاره حسنی

برای این مطلب ( دانلود رمان شعله دار از rojan1369 ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.