هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
انجمن رمان
دانلود رمان : ناول کافه مرجع دانلود رمان های ایرانی و رمان های خارجی
خانه » دانلود رمان پلیسی » دانلود رمان تردید از زهرا کریمی
دانلود رمان تردید از زهرا کریمی

دانلود رمان تردید از زهرا کریمی

دانلود رمان تردید از زهرا کریمی

در این مطلب از سایت ناول کافه ، رمان پلیسی و عاشقانه تردید را آماده کردیم.برای دانلود رمان تردید از زهرا کریمی در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان تردید از زهرا کریمی

دانلود رمان تردید از زهرا کریمی

نام رمان : تردید

نویسنده : زهرا کریمی

ژانر : عاشقانه ، پلیسی

تعداد صفحات : ۹۱

خلاصه رمان تردید :

آریاناز دختر شیطونیه ک ب همراه خانوادش از فرانسه برای اولین بار ب ایران میاد ..و هنوز اومده نیومده دو تا دوست جون جونی واسه خودش پیدا میکنه … یه روز ک اریاناز خانم پاره اجر خورده بود تو سرش ، با تیریپ پسرونه میره و بیرون و با پســری آشنا میشه و از قضا خودشو بعنوان یه پسر بهش معرفی میکنه و امـــــان از روزی که پسر قصه ی ما میفهمه رفیق عزیزش دختـــر از آب درومده … بقیشـو خودتون بخونید تا ببینید چی پیش میاد پایان خوش

 

بخشی از صفحه اول رمان تردید :

‎‎ از هواپیما اومدم بیرون

‏-اووووووم هوای ایرانو ببینننن!!!

جونم هوا ازبس هواش تمیزه من دارم کف ‏ میکنم خخخ مامان و بابا فورا به طرف یه عده آدم که برامون دست تکون میدادن،رفتن!‏ من و ارمیا هم مث بز دنبالشون رفتیم!!!!!!!!!‏

بابا به طرف یه جمعی رفت و مامان هم بطرف جمع دیگه ای که کنارش بود و ‏ پریـــــد بغل تک تکشون و رســـمــا آب یاریشون کرد

‏-ارمیااا؟؟ …

تو سیستم اب رسانی مامان رو چک نکرده بودی؟؟؟

فجیــع ‏ فورااان کرده خخخ

ارمیا : نه والااا کف دست بو نکرده بودم که خخ بیچاره ها رو نگاااه سرو ‏ صورتشون تفی شد!‏

شوخی میکردیم وگرنه مامان یجورااایی فقط گونشو به گونه های اونا میزد بعد از اینکه بساط ماچ و بوسشونو جمع کردن ،جای مامان و بابا عوض شد!!!‏

مامان رفت طرف جمعی که بابا توش بود و بابا هم اومد طرف جمه این طرفی ‏ ‏…… و من و ارمیا هم همچنان مث بز نظاره گر بودیم!!!‏

خو چیکـــار کنیــــم؟؟نمیشناختیم کههههه!

صدای پسر جوونی ما روبه ‏ خودمون آورد!‏

پسره : شماها باید پسرخاله و دخترخاله من باشید … درسته؟؟؟

رک گفتم : نمیدونیم!‏

ارمیا خندش گرفت ولی خندشو خورد … خو نمیدونستیم دیگــــــــــــه … زوره ‏ مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسر باخنده : من مازیار هستم.. پسرخاله شماهاااا ‏

-منم آریاناز هستم … و ایشونم برادر دوقلوی من ،ارمیا!!!!!!!‏

مازیار با بهت : شماها دوقلـوییــد؟؟؟ ولی هیچ شباهتی به هم ندارید ….

البته ‏ بجز چشماتون!!‏ حق داشت بنده خدا ….. من قیافم کـاملا غربی بود و ارمیا کاملا ‏ شـرقی!!!!!!!!!بجز چشمای دریاییش که همرنگ چشمای من بود ……‏ ‏

-‏ خب مگه تاحالا دوقلوی غیرهمسان ندیـدی؟

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان قرار انتقام از صبا سادات جمالی

دانلود رمان ساحل آرامش از منیر مهریزی مقدم

دانلود رمان اتوبوس از فهیمه رحیمی

برای این مطلب ( دانلود رمان تردید از زهرا کریمی ) امتیاز خودت را با ستاره های بالا ثبت کن
باکس دانلود
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • نظرات خود را تنها در مورد این رمان در بخش کامنت ها بیان کنید.
  • از ارسال مطالب تبلیغاتی و توهین آمیز خودداری کنید که تایید نخواهند شد .
  • اگر سوالی داشتید از بخش تماس با ما اقدام به ارتباط با مدیریت کنید.
  • رمان ها در سه فرمت (APK،EPUB،PDF) برای دانلود قرار میگیرند.
  • کاربران باتوجه به سیستم عامل گوشی می توانند رمان ها را دانلود کنند.

درباره Soheil_Gh :

علاقه مند به وبلاگ نویسی و طراحی


تمامی حقوق این سایت متعلق به ناول کافه می باشد و هرگونه کپی از قالب ، مطالب و تصاویر شرعا حرام بوده و پیگرد قانونی دارد.